تبليغاتX
آخرین سخن .... -
آخرین یادداشت ، نظر ، عقیده و درد دل خود را بدون سانسور بگویید ...
 

داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟

همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم ....

اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي وقت پيش ها بميره .....

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط @@ GHODOS @@  |